دشمن‌انگاری در جمهوری اسلامی یک سیاست راهبردی است

بهزاد شقاقی
آنچه امروز در رابطه با «جن» بعد از بیانات رهبر ایران در رابطه با دشمنان ملت ایران داغ و مطرح است، مسئله‌ی تازه‌ای نیست و در تاریخ جمهوری اسلامی بارها به آن پرداخته شده است.
در تاریخ چهل و یک ساله‌ی جمهوری اسلامی؛ مسائل اعتقادی و باور‌های مذهبی یا سنتی همواره به عنوان یک اهرم برای تبیین مسائل و اهداف ایدئولوژیک، مورد بهره‌برداری و استفاده‌ی خاص قرار گرفته‌اند.
حتی در دولت‌های مختلف، به گونه‌هایی متفاوت، شاهد چنین ماجرایی بوده‌ایم. در یکی از دولت‌ها قرابت کابینه‌ی دولت و امام زمان به حدی بالا بود که در تعداد زیادی از جلساتِ هیئت دولت کارد و میوه برای یک صندلی خالی می‌گذاشتند و در بین خودشان مدعی بودند که امام زمان در جلسات کابینه شرکت می‌کنند.
خروجیِ چنین کابینه‌ای، یک خروجیِ متکی بر فهم اعتقادی و باوری ملتی بود که آسیب فراوانی از سیاست‌های تبیینی دیدند.
از سوی دیگر؛ گفتمان «دشمن‌انگاری» در جمهوری اسلامی یک سیاستِ راهبردی‌ست که بر دو اصل استوار است:
نخست؛ حتما باید «دشمنانی» وجود داشته باشند که هم قصور در اداره‌ی کشور بر گردن آن‌ها بیفتد و هم راه کنترلی بر مردمِ «ستم‌دوست» باشد؛
دوم؛ توهمِ توطئه‌ای ایجاد شود که مبنای مناسبی برای تصمیم‌گیری‌های کلان در راستای اهداف ایدئولوژیک قرار گیرد.
طبیعتاً برای دستیابی به اهدافِ مذکور، سایه‌ی منحوس دشمن باید بر سر «ملت» سنگینی کند.
این‌که دشمنان ما انسی‌، جنّی، فرازمینی یا تلفیقی از اینان باشد؛ تفاوتی در این گفتمان ندارد. این گفتمان پیرو سیاستی است که در وهله‌ی نخست ضامن اجراییِ مقاصد ایدئولوژیک و در گام بعدی کاهنده‌ی بار سنگین مسئولیت بحران از دوش حاکمیت در وضعیتِ کنونی می‌باشد.
و در انتها؛ دقیقاً در زمانی که بحثِ دشمن «جنی» سوژه‌ای برای ملت شده‌‌‌است، مسیرِ باورپذیریِ توطئه‌ی غربی علیه «ژن‌ِ ایرانی» (که خود محل پرسش‌های بسیاری است و البته بخش اصلی بیانات بود)، کم‌کم باز می‌شود!


خبرهای داغ

تازه ها