شروط زمامداری

مصطفى دلشاد تهرانى
۱ . درایت
از شروط اساسى زمامدارى درایت و خردمندى است و کسى نمى‌تواند بدون دریافت‌هاى صحیح از امور گوناگون و فهم عمیق از مسائل و خردورزى، مردمان را به نیکویى اداره کند. شرط تصمیم‌گیرى‌هاى درست و به‌موقع در اداره امور درایت و خردمندى است. بدون تشخیص درست مسائل و دریافت فهیمانه امور چگونه مى‌توان به تصمیمى راست دست یافت و حقوق مردمان را پاس داشت و پرچم حکومتِ حکمت را برافراشت؟ لازمه حکومت کردن و مدیریت نمودن، درایت و تدبیر است، چنان‌که امام على (ع) به صراحت فرمود :
«لاَ تَقُومُ مَمْلِکَهٌ إِلاَّ بِتَدْبِیرٍ.» وقعه صفّین ، نصر بن مزاحم منقری ، ص ۱۵
مملکت جز به تدبیر نپاید.
۲ . معرفت
شرط تحقّق زمامدارى حکیمانه، معرفت است و زمامداری بدون دانش ها و معرفت ها و تخصص های لازم راه به جایی نمی برد. حکومت کردن بدون پشتوانه درست علمی و معرفتی جز ندانم کاری بر ندانم کاری نمی افزاید و هنر چنین حکومتی به بیراهه بردن و تباه کردن مردمان و استعدادها و امکانات است ، چنان‌که امیرمومنان (ع) فرموده است :
«لاَ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ الْوَالِیَ … الْجَاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ.» نهج البلاغه ، کلام ۱۳۱
جایز نیست که نادان زمامدار مسلمانان گردد تا به نادانى خویش آنان را به گمراهى بَرَد.
اتّصاف به علم و معرفت در تمام مراتب زمامدارى از شروط اساسى است و سزاوارترین مردمان به اداره امور عالم‌ترین ایشان است، چنان‌که امیرمومنان (ع) به صراحت بیان کرده است :
«أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهذَا الاَْمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِیهِ.» همان ، خطبۀ ۱۷۳
اى مردم! سزاوارترین مردمان به خلافت قوى‌ترین آنان بدان و داناترینشان به فرامین خداوند است.
۳ . عدالت
لزوم اتصاف به عدالت براى تصدّى امور حکومت از شروط بنیادى است که با خلل در آن، شروط دیگر نیز مختل مى‌شود، زیرا حیات همه امور به عدالت است، چنان‌که امیرمومنان (ع) اشاره فرموده است :
«الْعَدْلُ حَیَاهٌ.» شرح غررالحکم ، خوانساری ، ج ۱ ، ص ۶۴
عدالت زندگى است.
هیچ چیز مانند بى‌عدالتى در حکومت، خانمانسوز و بنیان برانداز نیست، و کم‌ترین بى‌عدالتى نیز ویرانگر است. بنابراین توجّه به صفت عدالت در زمامداران امرى اساسى است. برپایى حکومت، همدلى ملّت، آسودگى امّت، واستوارى دولت به عدالت است؛ و عدالت اساس سلامت جامعه و نشاط مردمان، و عامل قوّت سیاست و مشارکت همگان، و سبب توانمندى دین در راهبرى، و اقبال مردمان به دیندارى است. با تحقّق عدالت است که انگیزه خدمت به درستى فراهم مى‌شود و رحمت و محبت و برکت جامعه را فرامى‌گیرد؛ و تحقّق عدالت جز با زمامدارانى عدالت پیشه و دادگر میسّر نمى‌شود، و امانـت حکومـت و مدیریـت جـز با عدالـت ادا نمى‌شود. امیرمومنان (ع) فرموده است :
«ثَلاَثَهٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ مِنَ الاَْئِمَّهِ صَلُحَ أَنْ یَکُونَ إِمَامًا اضْطَلَعَ بِأَمَانَتِهِ إِذَا عَدَلَ فِی حُکْمِهِ، وَ لَمْ یَحْتَجِبْ دُونَ رَعِیَّتِهِ، وَ أَقَامَ کِتَابَ اللهِ تَعَالَى فِی الْقَرِیبِ وَ الْبَعِیدِ.» کنز العمّال ، متّقی هندی ، ج ۵ ، ص ۷۶۵-۷۶۴
سه ویژگى است که در هر پیشوایى وجود داشته باشد مى‌توان پذیرفت که به امانت خود وفادار مانده است: در حکمش عدالت روا دارد، از مردم خود را نپوشاند، و قوانین الهى را درباره اشخاص دور و نزدیک یکسان برپا دارد.
با توجّه به جایگاه ویژه عدالت در حکومت، امیرمومنان على (ع) در سخنانى خطاب به عثمان بن عفّان ـ پس از شکایت مردمان به امام (ع) در آن‌چه از عثمان ناپسند مى‌داشتند و تقاضاى ایشان از آن حضرت براى گفتگو با عثمان ـ چنین فرموده است :
«فَأَعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللهِ عِنْدَ اللهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِیَ وَ هَدَى، فَأَقَامَ سُنَّهً مَعْلُومَهً، وَأَمَاتَ بِدْعَهُ مَجْهُولَهً. وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَیِّرَهٌ، لَهَا أَعْلاَمٌ، وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَهٌ، لَهَا أَعْلاَمٌ. وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ، فَأَمَاتَ سُنَّهً مَأْخُوذَهً، وَ أَحْیَا بِدْعَهً مَتْرُوکَهً.» همان ، کلام ۱۶۴
بدان که برترین بندگانِ خدا نزد او پیشوایى است عادل، هدایت شده و راهبر، که سنّتى را که شناخته است برپا دارد، و بدعتى را که ناشناخته است بمیراند. سنّت‌ها روشن است و نشانه‌هایش هویداست، و بدعت‌ها آشکار است و نشانه‌هایش برپاست. و بدترین مردمان نزد خدا پیشوایى است ستمگر، خودگمراه و موجب گمراهى دیگران، که سنّت پذیرفته را بمیراند، و بدعت واگذارده را زنده گرداند.


خبرهای داغ

تازه ها